|
|
|
|
|
هفته ی پیش جمعه ظهر بود. از حموم که اومدم مامان زنگ زد که الان بابا میاد دنبالتون باهاش بیاین خونه باغ....اصلا حوصله بیرون رفتن از اتاقمم نداشتم چه برسه به اینکه از خونه بریم خونه باغ....باباهه اومد دنبالمون و منم با بی حوصلگی تموم نشستم تو ماشین . دوتا آهنگ از مهستی تو گوشیمه که همونارو چند بار گوش دادم تا اینکه .... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 3 مرداد1387ساعت 15:50 توسط سعید
|
|
||