|
|
|
|
|
تابستون ۸۷ هم داره تموم میشه...نمی دونم وبلاگو چی کارش کنم....شاید این پُست آخر باشه....
پُست آخر!
گرما و سرما در تعادل محض است و همه چیزی در خاموشی مطلق تا هیچ چیز پارسنگ هم سنگی کفه ها نشود و شاهینک میزان به وسواس تمام لحظات شباروزی کامل را دادگرانه میان روز و شبی که یکی در گذر است و یکی در راه تقسیم کند. و اکنون زمینِ مادر در مدارش سبُک پای از دروازه ی پاییز می گذرد.... !
احمد شاملو |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 29 شهریور1387ساعت 13:53 توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|
|
این هم یک انشا از یک دختر کوچولوی ۱۰ ساله ی ایرانی ..... از زبان معلم این دانش آموز : مسلما این موضوع انشاء برای هزارمین بار تکرار شده ، فقط برای اینکه تغییری ایجاد بشود موضوع را این جوری پای تخته نوشتم " می خواهید در آینده چه کاره بشوید . الگوی شما چه کسی است ؟" و برایشان توضیح دادم الگو یعنی اینکه چه کسی باعث شده شما تصمیم بگیرید این شغل را انتخاب کنید . انشاءها هم تقریبا همان هایی هستند که هزارها بار تکرار شده اند ، با این تفاوت که چند تا شغل جدید به آن ها اضافه شده كه به طور مثال می توان این رشته ها را نامبرد :
از زبان یك دانش آموز : من گفتم دوست دارم كه مهندس هوا و فضا شوم ولی پدرم می گوید الان ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور1387ساعت 19:12 توسط سعید
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387ساعت 11:25 توسط سعید
|
|
||